آیس دارسی
جی تی ای

مینویسم نامه ای از خستگی هایم که هیچ
میدهم جانی برای آنچه آوردم به هیچ
در مسیر زندگی درمانده و وامانده ام
میروم جایی برای لقمه ای نانی و هیچ
ماجرا این بود که دنیا و جوانی ام برفت
سهم من از آنهمه رویا و فرداها که هیچ
در جوانی قصه ها و غصه هایی داشتم
آه بر سر آنچنان سنگی مهيب آمد که هیچ
《عشق اما لحظه ای از ما گریزانش نبود
جانمان سوخت به پایش عاقبت را هم که هیچ》
درد را با زندگی همراه میدارم ولی
عشق و دنیایم تماما یک فریبی بود و هیچ
این منم که در دیار خویش،مغمومم چرا
آنکه را حق یارش آمد،دیگران هیچ اند و هیچ….
《عشق اما لحظه ای از ما گریزانش نبود
جانمان سوخت به پایش عاقبت را هم که هیچ》
دکلمه
\” هیچ توفیری ندارد کسب در بازار عشق
من به هرکس دلسپردم،بیشتر تنها شدم….\”
نظرات آهنگ هیچ محسن ناظمی
هنوز هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده. شما اولین نفر باشید !